نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
آموزش کامپیوتر و حسابداري
آموزش کامپیوتر و حسابداري
بدون شرح

باعرض معذرت از همگی دوستان و وبلاگ خوانان بدلیل بعضی از موارد و جابجائی شرکت نتوانستم چند روزی وبلاگ را بروز کنم

امیدوارم مرا عفو نمایید.


سايت حسابيار با طراحی جديد

با سلام خدمت همه دوستان و یاران همیشگی سایت حسابیار

ضمن تبریک میلاد باسعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و بدین مناسبت

سایت حسابیار با طراحی جدید بر روی اینترنت جهانی قرار گرفت امیدوارم با بازدید از سایت معایب آنرا به ما اعلام فرمائید تا در رفع معایب و نواقص آن بر آئیم .

 با تشکر

مدیریت سایت حسابیار و وبلاگ حسابیار

www.hesabyar-co.net


از بين بردن موقتی کرم بلستر

با سلام به همگی با جواب یک سوال عمومی خدمتتون اومدم

این هم روش دوم که گفته بودم

دوستان سوال کردندکه : چرا هر وقت به اینترنت وصل میشیم یک صفحه ای میاد و بعد از ۱ دقیقه کامپیوترمون restart میشه؟؟؟

من فکر میکردم که ویروس یا کرم بلستر رو همه میشناسن و دیگه اینو همه میدونن اما حالا.. چند نفر از ما خواستن و ...! باید بگم که کامپیوترتون به کرم اینترنتی Blaster یا Sasser آلوده شده. برای پاک کردن موقتیش میتونید کار زیر رو انجام بدید:

طبق شکل بالا پس از مشاهده ی کادر مربوط به کرم بلستر ابتدا باید روی گزینه start کلیک کنید و سپس از منوی باز شده روی Run کلیک کرده و shutdown -a را تایپ کرده و enter رو فشار بدید. ملاحظه خواهید کرد که این کرم بطور موقت از بین رفته اما شما برای اینکه بطور کامل اون رو از کامپیوترتون پاک کنید باید به سایت microsoft ویا symantec مراجعه کنید و آنتی اون رو دریافت کنید.

درصورتی که نتونستید عکس روببینید می تونید به آرشیو  www.hesabyar-co.net مراجعه کنید.

 


فریب ویروسها را نخورید

فایلهای ویروسی اغلب سعی می کنند که اسم فایل (نوع فایل یا اسم سه حرفی بعد از نقطه ، مانند.doc ، .jpg ) واقعی خود را پنهان کنند تا طوری شما را بفریبند که فکر کنید یک فایل بی ضرر را باز می کنید. برای دیدن نوع فایل واقعی ، مراحل زیر را انجام دهید:

روی منوی Start کلیک کنید و  My Computerرا انتخاب کنید . در منوی Tools روی Folder Options کلیک کنید. در صفحه View روی مربع کنار عبارت زیر کلیک کنیدتا تیک آن برداشته شود:

Hide Extensions For Known File Types  

روی OK کلیک کنید.

حال اگر چیز نا معلومی ؛ مانند فایلی با دو یا سه بسط (نوع فایل ؛  Extension ) دیدید احتمالاً بهتر است آنرا باز نکنید.


طريقه ساختن ويروس بلستر

فكر ميكنم همه شما ويروس Blaster را بشناسيد ويروسي كه باعث Shutdown شدن كامپيوتر در 60 ثانيه ميشه... 

اين ويروس را از راه های مختلفي و با دستورات گوناگوني ميتوان نوشت كه دراينجا یک روش ساده را ما به شما آموزش ميدهيم :

در صفحه اصلی Right Click كنيد و در بخش New گزينه Shortcut را  انتخاب كنيد و در بخش ظاهر شده دستو زير را copy کرده و در آنجا Past كنيد:

shutdown -s -t xx

حالا ما اینجا دو روش برای از بین بردن این ویروس میگوییم که اگر این ویروس بر سر خود شما آمد یا حتی خودتان وسوسه شدید و این ویروس را باز کردید بتوانید آن را از بین ببرید:

روش اول)وقتی ویروس شروع به شمارش معکوس کرد شما تاریخ ویندوز را چند روزی عقب بکشید و این ویروس هم دیگر بعد از چند روز شمارشش تمام خواهد شد.(برای عقب کشیدن تاریخ میتوانید روی ساعت ویندوز دو بار کلیک کنید و در صفحه باز شده این کار را انجام دهید.)

روش دوم)این روش رو هم بعدا توضیح میدم و تو ترفند بعدی بخونید.

توضیح:بعد از اینکه دستور بالا را past کردید به جای xx مدت زماني را بر حسب ثانيه قرار دهيد تا كامپيوتر پس از آن زمان خاموش شود.سپس Next را بزنید و برای ویروس خود نامی بگزارید و حال کار تمام است و اگر آن را برای کسی  بفرستید و طرف آن را باز کند کارش تمام است!!!

کلیه عواقب این کار بعهده کاربر است  حتی نظر دادن 


کپی فلش و عکس از اينترنت

حتما شما هم تا به حال فلش هایی را در صفحات وب دیده اید اما نتوانسته اید آنها را در کامپیوتر خود ذخیره کنید و یا حتی عکسهایی را هم دیده اید که کلیک بر روی آنها ممنوع بوده و ذخیره کردن آنها مشکله .حال میدانید چگونه مي توان با يک روش ساده عکس و يا انيميشن فلش و ... را حتي در سايت و وبلاگ هايي که راست کليک را غير فعال کرده اند ، کپي کرد ؟
اين هم يکي ديگه از آموزش هاي هک ما...
وقتي شما به وسيله مرورگـــــــــر خود سايت يا وبلاگي را باز مي کـنيد ، ابتدا تمام محتويات آن صفحه بر روي قسمتي از هاردتان به صورت اتوماتيک دانلود مي شود . به همين جهت است که اگر شما براي اوليــــــــن بار سايتي را باز مي کـنيد اندکي طول مي کشد ، اما بار دوم زودتر از قبل باز مي شــــــود ، چون محتويات آن صفحه يک بار به هارد شما انتقال داده شده و ديگر نيازي به دانلود مجدّد نيســــــت ، بلکه ويندوز از همان فـــــــايلها استفاده مي کند ، به همين خاطر ســـــرعت باز شدن آن ســايت ، بيش از پيش است .
و اما مسير پيش فرضي که اين فايل ها در آنجا دانلود مي شوند عبارت اســــت از :

           D:\Documents and Settings\hesabyarco\Local Settings\Temporary Internet File       
سه نکته :
1.
اين  مســــير در صــورتي صحيح است که ويندوز XP تان در درايو \D قرار داشته باشد و اگرنه شما به همان درايوي مراجعه کنيد که ويندوزتان در آن نصـــــــب شده .
2.
در سيستم شما پوشه اي به نام hesabyarco وجود ندارد ، بلـــــکه نام اين پوشه مانند نام کاربري شماست ، مثلا اگر نام کاربري شما Ali باشد ، نام ايـــن پوشـــــه هم Ali است .
3.
پوشه Local Settings مخفي است و شما باید آن را به صورت زیر آشکار نمایید:

- برای آشکار ساختن پوشه در بالای صفحه روی گزینه Tools کلیک کنید و گزینه آخر یعنی Folder Options را انتخاب کنید و از صفحه باز شده در بالای صفحه گزینه دوم یعنی View را کلیک کنید و در آنجا در قسمت Advanced Setting در خانه Hidden Files And Folders گزینه دوم یعنی Show Hidden files and Folders رو فعال کنید و بعد Apply و Ok را فشار داده و حال خواهیم دید که پوشه Local Settings آشکار شده است.

وقتي اين مسير را به درســـتي پيموديد و فولـــــدر Temporary Internet Files را بازکرديـــــد با انبوهي از فايل هاي دانلــــــود شده روبرو مي شويد ؛ از بين آنها فـايل يا فـايل هاي مورد نظر خود را انتخاب مي کــنيد ، ســپس در قسمـــــت بالا ، ســـمت چپ ، روي گزينه Copy this item ( در صورت انتخاب يک فــايل ) کــــليک کـــنيد و در صورت انتخاب چند فــــــــــايل ، روي گزينه Copy the selected items کـــليک کنيد تا کادري با نام Copy Items ظاهر شود ، ســـپس مســــير خود را انتخاب کنيد ، آنگاه کليد Copy را بفشاريد .

ما رو از نظراتتون بی لطف نکنید.موفق باشید.


راهنماي جامع ساخت وبلاگ(قسمت چهارم) و پايانی

در ادامه مطلب قبلی مبنی بر چگونگی قرار دادن تصویر در وبلاگ  

ابتدا به آدرس http://www.villagephotos.com/ برويد. براي ثبت نام در سايت لينك Signup for free را كليك كنيد. دراين صفحه يك نام و يك پسورد براي خود انتخاب كنيد و ايميل خودتان را هم وارد كنيد و سپس دكمه Signup now را كليك كنيد. نام و پسورد شما به ايميلتان ارسال مي شود. اكنون هربار كه به اين سايت برويد، با وارد كردن نام و پسورد ميتوانيد وارد فضاي اختصاصي خود شويد.اكنون روي لينك Photos در بالای صفحه كليك كنيد. اگر قبلا عكسي ارسال كرده باشيد، اينجا ميتوانيد آن را ببينيد. براي ارسال عكس روي لينك Create New Album كليك كنيد. در اين صفحه شما ميتوانيد یک فولدر بسازید تا عکسهای خود را در آن قرار دهید . یک آلبوم به آلبومهای شما اضافه می شود که جلوی آن images 0 نوشته شده است .از قسمت Photo به گزینه upload new picture  بروید از آنجا آلبوم مورد نظر را انتخاب نموده و هربار می توانید هشت عكس روي آن آلبوم ارسال كنيد(ولی بدلیل حجم اینترنت شبکه های خانگی پیشنهاد می کنم فقط دو عکس ارسال کنید) . براي ارسال عكس روي دكمه Browse كليك كرده، عكس مورد نظرتان را از روي هارد انتخاب كنيد و open را كليك كنيد. سپس دكمه upload را كليك كنيد. كار تمام است. حالا با كليك روي لينك continue به صفحه عكسها برگرديد. با كليك روي لينك Copy URL to Clipboard در زير هر عكس، آدرس عكس را در حافظه كپي كنيد. حالا به صفحه يادداشتها برويد. در مكان مناسب كليك كنيد . سپس روي گزينه insert image كليك كنيد و آدرس كپي شده را در كادر (آدرس تصوير) paste كنيد. سپس دكمه قبول را كليك كنيد. با اين كار عكس مورد نظر به يادداشتتان افزوده مي شود.

براي ايجاد هر تغيري در شكل ظاهري وبلاگتان بايد قالب آن را تغير دهيد. ممكن است هيچ كدام از قالب هاي آماده موجود نظر شما را جلب نكند، يا اين كه بخواهيد لينك سايت ها و وبلاگ هاي ديگر را به وبلاگتان اضافه كنيد و يا تغيرات ديگري در آن بدهيد. براي انجام اين كار ها بايد قالب وبلاگتان را تغير دهيد. براي ايجاد تغيرات در وبلاگ بايد كمي با زبان html آشنا باشيد. ولي اگر html بلد نيستيد هم نگران نباشيد. برنامه Microsoft FrontPage به سادگي مشكلات شما را حل مي كند. براي ايجاد تغيرات ابتدا به بخش ويرايش قالب برويد. اينجا مي توانيد كدهاي html قالب وبلاگ خود را ببينيد. همه كدها را به كمك ماوس يا با زدن دكمه هاي ctrl+A انتخاب كنيد و در حافظه موقت كپي كنيد. سپس در فرانت پيج يك صفحه جديد باز كنيد (ctrl+N) . با كليك روي گزينه html در پائين صفحه به حالت html برويد. اينجا تمام كد هاي موجود را پاك كنيد و كدهائي را كه كپي كرده بوديد اينجاpaste كنيد. اكنون به حالت نرمال برگرديد. اگر اين مراحل را درست انجام داده باشيد، اينجا مي توانيد قالب وبلاگ خود را مشاهده كنيد. مزيت فرانت پيج نسبت به html اين است كه ميتوانيد مشخص كنيد كه لينك يا تصوير مورد نظر شما دقيقا در چه مكاني ظاهر شود. همچنين مي توانيد بلافاصله به حالت preview رفته و تغيرات ايجاد شده را ببينيد. پس از انجام تغیيرات ، به حالت html برويد. همه كد ها را كپي كنيد . به بخش ويرايش قالب وبلاگتان برويد. كدهاي قبلي را پاك كرده و كد هاي جديد را جايگزين آنها كنيد. دكمه ثبت را كليك كنيد و در كادر هشدار، ok را كليك كنيد. در پايان دكمه بازسازي وبلاگ را كليك كنيد. با اين روش شما مي توانيد قالب وبلاگ خود را تغيير دهيد. اما ببينيم چگونه مي توان هر يك از اين تغيرات را ايجاد كرد.

افزودن موزيك به وبلاگ:

ما دو نوع موزيك مي توانيم در وبلاگمان قرار دهيم. يكي موزيكي كه موزيك زمينه خوانده مي شود و به محض لود شدن وبلاگ پخش مي شود و نوع ديگر موزيكي است كه بصورت plugin در وبلاگ قرار مي گيرد. براي هر دو نوع، يا آن موزيك روي يكي از سايت ها وجود دارد و يا اين كه ما بايد موزيك مورد نظرمان را آن لاين كنيم. يعني به فضائي كه قبلا در اينترنت گرفته ايم ارسال كنيم. ارسال موزيك با ارسال عكس تفاوت چنداني ندارد . دقت كنيد كه سايت villagephotos كه قبلا معرفي كرديم فقط براي ارسال عكس است و براي ارسال موزيك بايد يكي ديگر از سايتهاي رايگان را انتخاب كنيد. قدم بعدي اين است كه اين كد را در قالب وبلاگتان كپي كنيد:

بجاي عبارت your music آدرس دقيق موزيك مورد نظرتان را بنويسيد. مثلا اگر آدرسي كه گرفته ايد به اين صورت باشد: http://Milad.20m.com و نام فايلي هم كه ارسال كرده ايد test.mp3 باشد، بايد اين كد ها را در قالب وبلاگ خود بنويسيد:

bgsound src=" http://Milad.20m.com/ test.mp3 " loop="-1">

مكاني كه اين كد ها را كپي مي كنيد چندان مهم نيست.

ارسال فايل به اينترنت (ftp)

براي ارسال فايل روي اينترنت برنامه هاي مختلفي وجود دارد كه روش آنها تا حدود زيادي شبيه به يكديگر است . من يكي از معروفترين آنهارا با نام CuteFTP معرفي مي كنم. اولين كار اين است كه اين برنامه را دريافت و نصب كنيد. براي گرفتن نسخه آزمايشي آن مي توانيد به سايت download.com مراجعه كنيد. در پايان نصب، گزينه create desktop shortcut را فعال كنيد. براي استفاده از برنامه CuteFTP ساده ترين راه اين است كه از دكمه quick connect استفاده كنيد. با كليك روي اين دكمه يك منو باز مي شود. در بخش URL آدرس فضاي مجاني كه گرفته ايد را وارد كنيد ( مثلا: http://Milad.20m.com) . Username و password را نيز طبق ايميلي كه هنگام ثبت نام براي فضاي رايگان دريافت كرده ايد، وارد كنيد و بعد دكمه connect را بزنيد. اگر كار ها را درست انجام داده باشيد. اتصال برقرار مي شود. حالا صفحه اصلي CuteFTP را مي بينيد.دو پنجره بزرگ در سمت راست و چپ برنامه ديده مي شود. معمولا پنجره سمت چپ هارد ديسك شما را نشان مي دهد و پنجره سمت راست فضاي شما را بر روي اينترنت. حالا مي توانيد فايل هاي مورد نظرتان را از پنجره سمت چپ( كامپيوترتان) به پنجره سمت راست (فضاي اينترنتي) منتقل كنيد. اين كار با انتخاب فايل ها و كليك دكمه upload و يا با كليك و كشيدن فايل ها به پنجره سمت راست انجام مي شود.

قرار دادن تصوير در قالب:

ممكن است بخواهيد لوگو يا عكسي را در قالب وبلاگتان قرار دهيد. براي اين كار ابتدا به روشي كه در مبحث ارسال فايل به اينترنت گفته شد، عكس مورد نظرتان را آنلاين كنيد و آدرس آن را در حافظه كپي كنيد. سپس قالب وبلاگ را در فرانت پيج باز كنيد. در محل مورد نظرتان كليك كنيد. سپس از منوي insert گزينه هاي picture و from file را انتخاب كنيد. در كادر file name آدرس عكس را كپي كنيد و insert را كليك كنيد. پس از چند ثانيه، عكس در قالب وبلاگ ظاهر مي شود. به اين روش مي توانيد فايل هاي انيميشن با فرمت gif را هم در قالب خود قرار دهيد.

ايجاد لينك در قالب:

يكي از كارهائي كه همه وبلاگ نويسان دوست دارند انجام دهند. ايجاد لينكهائي به وبلاگ ها و سايت هاي ديگر و يا به يادداشت هاي قبلي خودشان است. براي اين كار بايد كدهاي زير را در قالب وبلاگتان كپي كنيد:

your text در اينجا بجاي your text كلمات مورد نظرتان را بنويسيد و بجاي your file address آدرس كامل صفحه مورد نظر را در اينترنت وارد كنيد. البته اگر بخواهيد مكان دقيق لينك را در قالب مشخص كنيد، بايد سراغ فرانت پيج برويد. در فرانت پيج ابتدا عبارت مورد نظرتان را بنويسيد. سپس آن را انتخاب كرده، راست كليك كنيد و آخرين گزينه يا hyperlink را انتخاب كنيد. در كادر address آدرس صفحه مورد نظرتان را وارد كنيد و ok را كليك كنيد. اگر مي خواهيد اين صفحه در يك پنجره جديد باز شود، قبل از ok گزينه target frame را در سمت راست كليك كرده و در آنجا گزينه new window را كليك كنيد.

لينك دادن به يك يادداشت خاص

گاهي وقتها مي خواهيم به يك يادداشت خاص از يك وبلاگ آدرس بدهيم. يا اين كه در قالب، چند لينك براي يادداشت هاي مهم وبلاگ خودمان ايجاد كنيم . اين كار يك راه ساده دارد: حتما در وبلاگ ها زير هر يادداشت اين عبارت را ديده ايد: نوشته شده در ساعت..... توسط ... . كافي است روي همين جمله راست كليك كنيد و از منو گزينه copy shortcut را انتخاب كنيد. بعد در بخش هايپر لينك آن را paste كنيد .

قرار دادن لوگوي ديگران در قالب:

براي اين كار كافي است كدهائي را كه در زير لوگو قرار دارد در محل مناسب در قالب وبلاگتان كپي كنيد.

ابزار آمارگيري:

ابزار هاي آمار گيري مي توانند براي وبلاگ شما بسيار مفيد باشند. از جمله تعداد بازديد كنندگان در هر روز و هر ماه و اين كه از بين افرادي كه به شما لينك داده اند كدام يك بازديد كننده بيشتري براي شما آورده اند. همچنين مي توانيد بفهميد كه بازديد كننده ها از كدام موتور جستجو و با چه كلماتي سايت شما را پيدا كرده اند. هه اينها به شما كمك مي كند كه مخاطبين خود را بيشتر بشناسيد و براي موفقيت وبلاگ خود، بهتر تصميم گيري كنيد. سايتهاي زيادي وجود دارند كه سرويس آمارگيري را بصورت رايگان در اختيار ما قرار مي دهند. من معروف ترين آنها را اينجا ذكر مي كنم:

http://www.nedstatbasic.net

http://stats.netsups.com

http://www.bravenet.com

http://www.sitemeter.com

پس از مراجعه به هريك از اين سايت ها و طي مراحل ثبت نام، چند كد html يا java به شما ارائه مي شود كه بايد آنها را در قالب وبلاگتان كپي كنيد. اگر مي خواهيد مكان دقيق آمار گير را مشخص كنيد، بايد اين كار را در فرانت پيج انجام دهيد.

معرفي وبلاگ به موتور هاي جستجو

براي اين كه وبلاگ شما بازديد كننده بيشتري داشته باشد، بهتر است آن را به موتور هاي جستجوي معروف معرفي كنيد. 90% ايراني ها از موتور هاي جستجوي گوگل و ياهو براي جستجوي اطلاعاتشان استفاده مي كنند. همچنين اين دو سايت قابليت جستجوي فارسي نيز دارند. اين سايتها معمولا بخش خاصي براي معرفي سايتهاي جديد دارند. مثالا براي معرفي وبلاگ خود به گوگل، بايد به اين آدرس برويد:

http://www.google.com/addurl.html در كادر URL آدرس وبلاگ و در بخش comments توضيحاتي مربوط به وبلاگ خود بنويسيد. در بخش comments كلماتي را كه در وبلاگتان بيشتر بكار مي روند وارد كنيد. هركلمه را با كاما از كلمه بعدي جدا كنيد. از كلمات فارسي نيز مي توانيد استفاده كنيد .

براي اين كه جستجو نتيجه بهتري داشته باشد . لازم است عبارات و كلماتي را كه به وبلاگ شما مربوط هستند و از آنها بيشتر استفاده مي كنيد، به قالب وبلاگ اضافه كنيد. اين كلمات را در ابتداي كدها، در زير اين عبارت هااضافه كنيد:

Name=keywords>"اينجا كلمات كليدي وبلاگتان بنويسيد < META content="

در بخش كلمات كليدي، هركلمه را با كاما از كلمه بعدي جدا كنيد. از كلمات فارسي نيز مي توانيد استفاده كنيد.

ساخت لوگو براي وبلاگ:

در ابتدا لازم است توضيح دهم كه مفهومي كه در ايران به نام لوگو جا افتاده اشتباه مي باشد. لوگو در واقع نام سايت يا شركت يا موسسه است كه با فونت خاصي نوشته شده است. مثل لوگوي شركت سوني يا تويوتا كه همه آن را ديده ايد. و بجز اين نام هيچ مولفه ديگري ندارد. ولي در ايران و بخصوص در بين وبلاگ نويس ها لوگو به همين آرم هاي كوچك 30 در 80 گفته مي شود كه لابد در ستون كناري بيشتر وبلاگ ها ديده ايد. به هر صورت يادداشت امروز درباره ساخت همين آرم ها است.

مهم ترين نكته: لوگو شما بايد در عين زيبائي، كم حجم باشد. اگر لوگوي سنگيني بسازيد، دوستانتان از آن در وبلاگ هايشان استفاده نخواهند كرد.

لوگوي شما بايد كاملا گويا باشد و بيننده با ديدن آن بايد به موضوع وبلاگ يا سايت يا شركت شما پي ببرد

طرح را زياد شلوغ نكنيد. توجه داشته باشيد كه بسياري از جزئيات در آن اندازه كوچك ديده نميشود.

ابعاد لوگو بايد استاندارد باشد. وگرنه طرح وبلاگ را به هم مي زند.( مثلا 30 در 80).

حجم آن نبايد بيش از 6 كيلوبايت باشد.( براي انيميشن تا 12 كيلوبايت)

لوگوي خود را مي توانيد با فتوشاپ، كورل، فري هند يا هر برنامه گرافيكي كه راحت تر هستيد بسازيد. فرمت فايل شما ترجيحا بايد gif يا jpg باشد. اگر مي خواهيد لوگوي شما انيميشن باشد، بايد سراغ برنامه هاي ساخت انيميشن مثل gif animator، image ready ، يا فلاش برويد. در اين صورت هم مي توانيد از فرمت هاي gif و swf استفاده كنيد.

در برنامه فتوشاپ پس از زدن دكمه new در كادر محاوره اي مي توانيد ابعاد فايل را مشخص كنيد. دقت كنيد كه رزولوشن را روي 72 نقطه در اينچ تنظيم كنيد.

بهتر است از فتوشاپ 7 استفاده كنيد چون طراحي در آن بسيار آسان است.

به هيچ وجه از رنگ هاي تند استفاده نكيد. سعي كنيد از رنگ هاي همنشين و مكمل استفاده كنيد. توجه داشته باشيد كه لوگوي شما ميزان حرفه اي بودن شما را نشان مي دهد.

آدرس لوگوي خودتان را در وبلاگ در زير لوگو در دسترس قرار دهيد. همه حوصله ندارند يا بلد نيستند براي لوگوي شما كد نويسي كنند.

سعي كنيد طرح و رنگ لوگو با طرح و رنگ وبلاگ يا بنر وبلاگ هماهنگ باشد.

امیدوارم که از این آموزش نهایت استفاده را برده باشید و با ساختن یک وبلاگ خوب بتوانید در اینترنت مطالب مورد نظر خود را به دیگران انتقال دهید .

لطفا نظرات خود را در مورد اینگونه آموزشها بیان کنید


درخواستی

با سلام مطابق درخواست یکی از دوستان یک عکس دخترش را به نمایش می گذارم دختری بسیار خوب و شیرین زبان

لطفا به سایت :‌‌ www.hesabyar-co.net  مراجعه کنید


راهنماي جامع ساخت وبلاگ(قسمت سوم)

 ثبت نام در پرشين بلاگ:

ثبت وبلاگ در سايت پرشين بلاگ بسيار ساده است. ابتدا به آدرس http://www.persianblog.ir/ برويد. سپس در منوي اصلي(سمت راست) روي لينك عضويت در سايت كليك كنيد. در صفحه عضويت بايد فرم ثبت نام را پر كنيد.

براي تكميل فرم ثبت نام به اين نكات توجه داشته باشيد:

- براي انتخاب زبان فارسي و انگليسي ميتوانيد از دكمه هاي Shift و Alt استفاده كنيد

- توجه كنيد كه فيلد هاي ستاره دار حتما بايد پر شوند.

- در بخش شناسه كاربري دقت كنيد كه اين شناسه حتما بايد به زبان انگليسي باشد. در ضمن شناسه اي كه اينجا انتخاب مي كنيد بخشي از آدرس وبلاگتان خواهد بود .يعني اگر شما در اين بخش عبارت ehsan را تايپ كنيد، آدرس وبلاگ شما به اين صورت خواهد بود: http://ehsan.persianblog.ir/

- در شناسه كاربري یا User name ميتوانيد از حروف و اعداد انگليسي استفاده كنيد.

- كلمه عبور يا Password به حروف كوچك و بزرگ حساس است.

- حتما عدد سن خود را به انگليسي وارد كنيد وگرنه با پيغام خطا مواجه مي شويد

- شناسه و كلمه عبور به پست الكترونيكي شما ارسال مي شوند. پس حتما يك آدرس معتبروارد كنيد.

درپايان موافقتنامه را خوانده، عبارت بلي را انتخاب كرده و دكمه (فرم بالا مورد تائيد است) كليك كنيد. اگر همه چيز درست باشد و اگر شناسه كاربري قبلا توسط شخص ديگري ثبت نشده باشد، شما به صفحه خوشامد گوئي منتقل مي شويد. (در غير اين صورت بايد مراحل قبل را مجددا تكرار كنيد.)

نوشتن يادداشت در وبلاگ:

در صفحه خوشامد گوئي ، با كليك روي دكمه ورود به سايت، به صفحه Sign in منتقل ميشويد و با وارد كردن شناسه و كلمه عبور ميتوانيد وارد صفحه مديريت يادداشتها و پيام ها شويد. (در دفعات بعد، در همان صفحه اصلي پرشين بلاگ نيز ميتوانيد شناسه و كلمه عبور را وارد كنيد)

اين صفحه اصلي كار شماست. امكانات اين صفحه، بسيار شبيه به برنامه Word ميباشد. در بخش عنوان، عنوان يادداشت و در كادر اصلي نيز متن يادداشت خود را بنويسيد. سپس دكمه ( فرستادن يادداشت و بازسازي وبلاگ) را كليك كنيد. اكنون شما اولين يادداشت خود را درشبكه جهاني اينترنت قرار داده ايد. براي ديد وبلاگ خود روي لينك (وبلاگ شما) در سمت راست صفحه كليك كنيد.

در ويرايشگر جديد پرشين بلاگ امكانات زيادي گنجانده شده كه ما مهم ترين آنها را بررسي مي كنيم.

ايجاد لينك:

براي اينكه بخشي از نوشته را به صفحه ديگري در اينترنت لينك كنيد به اين صورت عمل كنيد: متن مورد نظر را انتخاب كنيد، دكمه insert or edit hyperlink را در بالاي صفحه كليك كنيد. در بخش آدرس ، آدرس كامل صفحه مورد نظر را وارد كنيد.( دقت كنيد كه عبارت http:// از قبل در اين كادر وجود دارد. مراقب باشيد آن را دوباره تكرار نكنيد). در كادر پنجره اگر عبارت (نمايش در يك پنجره جديد) را انتخاب كنيد، صفحه مورد نظر در يك پنجره جديد باز مي شود. دكمه قبول را كليك كنيد. براي حذف لينك هم آن بخش را انتخاب كنيد و دكمه Remove hyperlink (اولين دكمه سمت راست) را كليك كنيد.

افزودن صورتك

براي افزودن صورتك، روي مكان مورد نظر كليك كنيد و بعد دكمه insert smily را كليك كنيد. اينجا ميتوانيد صورتك دلخواهتان را انتخاب كنيد. حذف صورتك ها هم با دكمه Delete انجام ميشود.

انتخاب قالب:

شما مي توانيد به سادگي يك قالب جديد براي وبلاگتان انتخاب كنيد. براي اين كار روي لينك انتخاب قالب در سمت راست صفحه كليك كنيد. در صفحه انتخاب قالب، چندين قالب آماده وجود دارد كه ميتوانيد با كليك روي دكمه انتخاب، قالب مورد نظرتان را انتخاب كنيد. ( توجه داشته باشيد كه اگر در قالب قبلي تغيري داده باشيد، با انتخاب قالب جديد، آن تغيرات از بين مي روند) .

مشخصات شخصي:

با كليك روي دكمه مشخصات شخصي ، به صفحه اي مي رويد كه در آن مي توانيد بعضي از مشخصاتي را كه هنگام ثبت نام وارد كرده ايد تغير دهيد.مشخصاتي از قبيل: نام و نام خانوادگي ، جنسيت ، سن و غيره

تنظيمات وبلاگ:

در اين صفحه نيز مي توانيد بعضي ديگر از مشخصات را تغير دهيد. مثل كلمه عبور و عنوان وبلاگ.

ثبت در فهرست كاربران:

اين قسمت براي وبلاگ ها اهميت زيادي دارد. زيرا پس از ثبت، وبلاگ شما در فهرست وبلاگ هاي پرشين بلاگ نمايش داده مي شود و تعداد زيادي به بازديد كنندگان آن افزوده مي شود. در بخش موضوع، زمينه فعاليت وبلاگ را مشخص كنيد و در بخش توضيحات، شرح كوتاهي راجع به وبلاگ خود بنويسيد. ( اين شرح در فهرست كاربران جلوي نام وبلاگ ديده مي شود. سعي كنيد شرحي كوتاه و گويا بنويسيد. حتما به زبان فارسي بنويسيد)

افزودن عكس به يادداشت:

به علت اين كه عكس ها فضاي زيادي روي اينترنت اشغال مي كنند، پرشين بلاگ و بقيه خدمات دهنده هاي وبلاگ به شما اجازه نمي دهند كه روي فضاي وبلاگ خود عكس ارسال كنيد. عكس هائي كه ميخواهيد به يادداشت هايتان اضافه كنيد، يا روي اينترنت هستند و يا روي كامپيوتر شخصي شما. اگر عكس مورد نظر روي يك سايت اينترنتي باشد، كافي است روي آن راست كليك كرده و گزينه Properties را انتخاب كنيد. اكنون تمام عبارتي را كه مقابل عنوان Address قرار دارد با ماوس به دقت انتخاب كنيد و آن را كپي كنيد. حالا به صفحه يادداشتها برويد. در مكان مناسب كليك كنيد . سپس روي گزينه Insert Image كليك كنيد و آدرس كپي شده را در كادر (آدرس تصوير) Paste كنيد. سپس دكمه قبول را كليك كنيد. با اين كار عكس مورد نظر به يادداشتتان افزوده مي شود. (براي فايلهاي Animated gif نيز ميتوانيد همين كار را انجام دهيد). اما اگر عكس روي كامپيوترتان باشد. كار كمي مشكل تر مي شود. در اين حالت ابتدا بايد عكس را روي اينترنت بفرستيد يا اصطلاحاً Upload كنيد. پس از آن بقيه كار به همين صورت انجام مي شود. ارسال عكس روي اينترنت را در ادامه بررسي مي كنيم.

ارسال عكس به اينترنت:

براي اينكه عكسهاي خود را روي اينترنت بصورت آنلاين در اختيار داشته باشيد. ابتدا بايد فضائي روي اينترنت داشته باشيد تا بتوانيد عكسهاي خودتان را روي آن فضا قرار دهيد. در اينترنت سايت هاي زيادي هستند كه فضاي رايگان در اختيار شما قرار مي دهند. شما ميتوانيد عكسهاي خود را روي اين فضاي رايگان قرار داده و سپس به روشي كه گفته شد ، عكس را در وبلاگ خود قرار دهيد. تعدادي از اين سايتها را اينجا معرفي مي كنم:

http://www.villagephotos.com

http://www.geocities.com

http://www.sharemation.com

http://www.netfirms.com

http://www.50megs.com

http://www.8m.com

http://www.20m.com

http://www.f2s.com

http://www.20fr.com

تعداد اين سايتها بسيار زياد است. البته بعضي از سايت ها ي رايگان، اجازه نميدهند عكسي را كه آنجا فرستاده ايد، در وبلاگتان قرار دهيد. در اين ميان سايتي كه فقط اختصاص به عكس دارد و كارائي بيشتري نيز نسبت به بقيه دارد، سايت http://www.villagephotos.com/ است. من در ادامه روش كار اين سايت را توضيح ميدهم.

ادامه دارد...............

نظر بدید تا بقیه اش را آموزش دهم


زندگينامه پوپک گلدره

 امروز می خواهم بدرخواست دوستان زندگینامه مرحومه پوپک گلدره را برای شما

در وبلاگ قراربدهم امیدوارم حوصله خوندنش را داشته باشید

جشن تولد مرگ!
    مرگ پايان زندگي نيست. حداقل يكتا‌پرستان از پيامبران الهي آموختند كه مرگ سرآغاز يك زندگي جاودانه و چون تولدي دوباره است. پس چرا ما از مرگ هراس داريم؟ عزراييل فرشته‌اي است از فرشتگان الهي، چون جبرييل و ميكاييل و هر يك را وظيفه‌اي مقرر شده از سوي خداوند خالق هستي.

    ضرب‌المثلي است كه مي‌‌گويد: بيش از طول عمر، عمق آن اهميت دارد. خوب مردن و به سراي خاموشان سفر كردن، سعادتي است كه نصيب هر انساني نمي‌‌شود. انسان‌هاي خوشبخت آنهايي هستند كه مرگشان جمع كثيري را گريان مي‌‌كند و براي آمرزش ايشان، بسياري خدا را مخاطب خود قرار مي‌‌دهند و خداوند كه رحمان و رحيم است و هيچ لذتي براي او از بخشش و عفو بندگانش مطلوب‌تر و جذاب‌تر نيست. پس خوشا به حال آنها كه پس از مرگشان انسان‌هاي بسياري هستند كه براي ايشان فاتحه‌اي بخوانند و طلب آمرزش كنند. راستي چه بسيار از دوستان، آشنايان و همكاراني كه مي‌‌شناختيمشان و اكنون ديگر در بين ما نيستند. قبل از ادامه اين مطلب بد نيست براي همه بزرگ‌ترها و چشم‌انتظاراني كه دستانشان از دنيا كوتاه است، فاتحه‌اي بخوانيم. به نام خداوند بخشنده مهربان. خداوند رحمان و رحيم.
    ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است. خداوندي كه بخشنده و بخشايشگر است... خداوندي كه مالك روز جزاست.
    پروردگارا، تنها تو را مي‌‌پرستيم و تنها از تو ياري مي‌‌جوييم. ما را به راه راست هدايت كن. كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختي، نه كساني كه بر آنان غضب كرده‌اي و نه گمراهان...
    به نام خداوند بخشنده مهربان
    بگو: خداوند، يكتا و يگانه است.خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او مي‌‌كنند. هرگز نزاد و زاده نشده. براي او هيچ گاه شبيه و مانندي نبوده است.
    و اما هدهد، روياي شيرين دريا، كه از دره پر گل ايران سر برآورد و پروازكنان تا اوج خاطرات تلخ و شيرين جعبه‌ جادو پرواز كرد. انگار زود به اوج رسيد و دوست داشت هميشه در اوج بماند. <نرگس>، راوي دردهاي خانواده‌هاي زجر كشيده و قصه‌گوي اين شب‌هاي گرم تابستاني ايرانيان. وه! چه زود اين هدهد شيرين سخن پرواز كرد و شايد اين نقش آخر يعني جشن تولد مرگ، برازنده‌ترين نقش او بود. شايد شما هم با من هم عقيده باشيد كه از ظاهر و باطن آدم‌ها نمي‌‌توان، بهشت و جهنم آنها را تشخيص داد. چه بسيار مدعيان بي‌‌خبر و چه بسيار بي‌‌خبران عامل به عمل! خلاصه هر چه كه باشد خداوند بنده محبوب بند‌گانش را در آتش نمي‌‌سوزاند و هنر زمينه‌اي است براي تحول آفريني در انسان، تغيير، يك گام به پيش برداشتن و پي بردن به اسرار هستي. از آنجا كه خدا زيباست و زيبايي‌ها را دوست دارد، اشرف مخلوقاتش نيز به هنر و هنرمند عشق مي‌‌ورزد.
    نوشتن از پوپك گلدره براي شماره سالگرد انتشار و جشن تولد هشت سالگي يك مجله شايد كمي عجيب باشد. اما مگر مادر پوپك در مراسم در آغوش خاكسپاري او، به جاي لباس سياه، سپيد نپوشيده بود؟ مگر مرگ در باور ما سرآغاز زندگي و جشن تولد زندگي جاودانه نيست؟ مي‌‌گويند در مالزي يكي از زيباترين و هيجان‌انگيزترين مكان‌ها براي بازديد توريست‌ها، وادي خاموشان و سراي ابدي انسان‌هاست. راستي چرا اين‌قدر قبرستان‌هاي ما معمولي و عادي است؟ چرا تا زنده هستيم حداقل يك درخت در سراي ابديمان نمي‌كاريم؟ چرا؟ شايد به اين خاطر كه اصولا به مرگ فكر نمي‌كنيم. به واقعيتي كه از رگ گردن‌ به ما نزديك‌تر و اگر انسان درستكاري باشيم از عسل شيرين‌تر است.
  
    
    
    زماني كه <دنياي شيرين دريا> را از جعبه جادويي مي‌ديديم، تصورمان بر اين بود كه بازيگر اين نقش يك دختر شمالي است. چند سال بعد كه فيلم سينمايي <موج مرده> را ديديم، باز هم تصورمان بر اين بود دختري كه نقش اصلي زن اين فيلم را ايفا مي‌كند، دختري است از اهالي جنوب... اما آن دختر باهوش و بااستعداد در عرصه هنر، دختري از اهالي
 
پايتخت بود؛ دختري كه رتبه 54 كنكور دانشگاه سراسري را از آن خود كرده بود. <پوپك گلدره...> بازيگري كه حال در بين ما نيست و جامعه هنري كشور را از استعدادهاي خود محروم كرده است. او چگونه رشد كرده بود؟ او در كجا به دنيا آمد؟ تحصيلات او از كجا آغاز و به كجا ختم شد؟ به بازيگري از كجا رو آورد؟ روز حادثه كجا بود؟  <پوپك> مردادماه متولد شد،  <پوپك> كه در <هشتم> مردادماه به دنيا آمد. مردم هر شب او را با نرگس در خانه‌هاي خود مي‌بينند، اما او حالا ديگر در خانه‌اش نيست. خودش مي‌گفت: <مرگ، پايان زندگي نيست.>او راست مي‌گفت: مرگ پايان زندگي نيست، اگر پايان زندگي بود، حالا از او نمي‌نوشتيم و به ياد او نبوديم. دلمان مي‌خواست دينمان را به او ادا كنيم. هنرمندي كه براي هنر ايران زحمت كشيد و چه بهانه‌اي بهتر از اين‌كه تولد او را جشن مي‌گرفتيم، تولد او در هشتم مردادماه را...
    _ _ _
    در يكي از كوچه پس كوچه‌هاي ميدان هروي تهران در يك مجتمع مسكوني، زنگ واحد 303 را مي‌فشاريم. از پله‌هاي مجتمع بالا مي‌رويم، به طبقه سوم مي‌رسيم، با خود مي‌گوييم، به احتمال زياد، وقتي كه در گشوده شود با خانه‌اي بزرگ در منطقه شمال شرقي تهران، بر مي‌خوريم؛ در كه باز مي‌شود، خانه‌اي كوچك و به دور از تجملات مقابلمان است؛ (رها) نوه پنج ساله خانواده به ما سلام مي‌گويد و سپس <بهار>، خواهر بزرگ‌تر پوپك؛ مادر باز هم با پيراهن سفيد، به ما خوشامد مي‌گويد و در پايان پدر خانواده، <محمدرضا گلدره> در چهره‌اش كاملا نمايان است كه به اين راحتي‌ها نمي‌تواند، غم از دست دادن دختر را از ياد ببرد. او ته‌تغاري بابا بود و مونس او... زماني كه دختر بزرگ خانواده به خارج از كشور رفته بود، همه چيز پدر و مادر، پوپك بود، اما <پوپك> هم اين پدر و مادر را تنها گذاشت. مقصر او نيست، بلكه سرنوشت اين گونه رقم خورد. به قول پدر كه مي‌گويد: <پرواز او، پرواز بزرگي بود> و سپس مي‌خواند:
    هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جريده عالم دوام ما
     پدر مرد باسوادي است، با صداي بسيار رسا كه ما را به ياد دوبلورهاي تلويزيون مي‌اندازد، بسيار خوش صحبت و واژه‌ها را با نظم خاصي از دهان خارج مي‌كند. در كجا به دنيا آمديد: سوم شهريورماه سال 1320، در همان روزي كه متفقين به ايران حمله كردند، در ميدان راه‌آهن به دنيا آمدم؛ در يك خانه قديمي كه تنها سيم‌هاي خاردار خانه ما را از راه‌آهن جدا مي‌كرد. من فرزند ششم خانواده و كوچك‌ترين پسر بودم. پدرم يكي از متخصصين سراجي بود. او رييس صنف سراجان و طرح‌هاي جديدي از كيف و كفش را در همان زمان توليد مي‌كرد، اما از آنجا كه حافظ منافع كارگران بود، هيچ‌گاه سرمايه‌اي جمع نكرد؛ او مردي عارف بود. در خيابان نادري، روبه‌روي هتل نادري مغازه‌اي داشت و من از شش، هفت سالگي در آنجا كار مي‌كردم. او بيشتر ثروت خود را وقف عرفان كرد. او ارادت خاصي به <مولانا> داشت. پدر مي‌خواست درس بخوانم، اما من علاقه‌اي شديد به ورزش و موسيقي داشتم. در باشگاه تهران جوان، در رشته كشتي و پرورش‌اندام فعاليت مي‌كردم. 14، 15 سالم كه شد رو به موسيقي آوردم. عاشق ساز ويولن بودم و زيرنظر اساتيد آن زمان مشغول آموزش شدم.همچنين دو سال زيرنظر وزارت بهداري، در رشته علوم آزمايشگاهي دوره‌هايي گذراندم و به عنوان كارشناس آن وزارتخانه انتخاب شدم. در امور سل انتخاب شدم و به همين خاطر داوطلبانه يك سال به استان اصفهان و چهارمحال و بختياري رفتم، تا آنجا كمك حال مردم باشم، اما به خاطر لذت از كمك كردن به مردمان آن ديار، يك سال به هفت سال ماندن در آنجا منجر شد. سرانجام در سال 72، پس از گذراندن 33 سال خدمت بازنشسته شدم.
    
    ازدواج پدر و مادر پوپك
    پدر مي‌گويد: مادر پوپك از دوستان تحصيلي خواهرم بود. به خانه ما رفت و آمد زيادي مي‌كرد، از آنجا كه به مولانا علاقه
زيادي داشت، پدر هم علاقه‌اي شديد به او پيدا كرده بود. من در مردادماه سال 1342 به خواستگاري همسرم رفتم و در سال 43 ازدواج كرديم. دختر اولم <بهار> در سال 1346 به دنيا آمد و پوپك هم در هشتم مردادماه سال 1350 به دنيا آمد...
    مادر مي‌گويد: پوپك ساعت هشت صبح روز جمعه، هشتم مردادماه در بيمارستان پاسارگاد تهران به دنيا آمد. آن زمان نمي‌دانستم بچه پسر يا دختر است. بگذاريد يك خاطره در مورد نام <پوپك> بگويم. در سال آخر دبيرستان تحصيل مي‌كردم كه دبير ادبياتمان در رابطه با منطق‌الطير، در حال صحبت بود، او مي‌گفت: هدهد راهبر مرغان بود كه نام ديگرش شانه به‌سر و پوپك است و پوپك هم به معناي دوشيزه بودن است. همان زمان به خودم گفتم اگر فرزندي داشته باشم، نام او را <پوپك> مي‌گذارم. زماني كه دختر اولم به دنيا آمد و همسرم علاقه شديدي به نام <بهار> داشت، از طرفي <بهار> هم در فصل بهار به دنيا آمد، از اين رو او را به اين نام صدا كرديم، اما زماني كه دختر دومم به دنيا آمد، اين بار نوبت من بود كه برروي او نام بگذارم و آرزوي من برآورده شد.طي هشت ماهي كه پوپك در بيمارستان بستري بود، خيلي از آشنايان مي‌گفتند كه پوپك مانند يك كتاب است كه ما خيلي چيزها از او ياد گرفتيم و اين امر با مرور در زندگي او برايمان رخ داد. من هرگاه طي اين مدت بالاي سرش مي‌رفتم، به او مي‌گفتم <پوپك>، تو معني نامت را پيدا كردي و هدهدي كه داري راهبري مي‌كني. من بيشتر مواقع او را <هدهد> صدا مي‌كردم و او هم، هرگاه كه نامه مي‌نوشت، با امضاي <هدهد> بود.مادر به عكس قاب گرفته دخترش در كنج اتاق نگاه مي‌كند و مي‌خواند:
    
    آرزويم بودي و دادي مرا عشق و اميد
    هدهدم گشتي و بر ملك صبا دادي نويد
    و در ادامه مي‌گويد: زماني كه اشتباهي مي‌كرد و از دست او عصباني بودم برايش مي‌خواندم:
    < مرجبا اي هدهد هادي شده> و او هم مي‌گفت: مامان چه كار اشتباهي كردم كه دوباره اين شعر را برايم مي‌خواني...
    مادر مي‌گويد: <مرگ پايان زندگي نيست>، ماموريت پوپك در اين دنيا تمام شده، خدا خواسته كه او برود و من در حال حاضر تنها <دلتنگ> پوپكم هستم.مادر پوپك، زني عارف است، هر هفته كلاس‌هاي مولانا را بر پا مي‌كند. منطق‌الطير تدريس مي‌كند، عاشق كلام قرآن است و عرفان مولانا را به طور كامل شرح مي‌دهد. شايد به همين دليل باشد كه مي‌گويد: <هيچ جايي نوشته نشده است كه انسان نيست و فنا مي‌شود، اگر به كلام دين خودمان هم توجه كنيم مي‌بينيم كه مي‌گويد: <اناا... و انااليه راجعون...>من راضي به رضاي خداوند هستم، اما صبر به من بده كه اين دوري را تحمل كنم.
    _ _ _
    اگر يادتان باشد، در فيلم‌ها و تصاويري كه از مراسم خاكسپاري پوپك پخش شد، مادر پوپك، هيچ‌گاه پيراهن مشكي نمي‌پوشيد، چرا؟
    
   مي‌گويد: پوپك هيچ‌گاه دوست نداشت كه من پيراهن مشكي بپوشم، او حساسيت شديدي به اين رنگ داشت. شايد بر مي‌گردد به اين اتفاق كه پوپك 15 روزه بود كه پدرم درگذشت و من تا چند سال پيراهن مشكي به تن مي‌كردم. شب اولي كه پوپك فوت كرد، به سوي كمد لباس‌هايم رفتم، دست من به سوي لباس مشكي رفت، ناگهان صداي پوپك را مثل سابق شنيدم كه گفت: <ماماني، مشكي...> به خودم گفتم كه معتقد نيستم كه <پوپك> از پيش ما رفته و در آن وضعيت من بايد به اطرافيان روحيه بدهم؛ از اين رو تصميم گرفتم، كه سفيد بپوشم. سفيد رنگ روشني و رنگ نور است. به پوپك گفتم <من سفيد مي‌پوشم تا تو خوشحال باشي.>
    _ _ _
    شخصيت او چگونه شكل گرفت؛ مادر مي‌گويد: <پوپك> از زماني كه راه افتاد يك بچه دوست داشتني و باهوش بود، چيزي كه باعث تعجب من و پدرش شد، اين بود كه پوپك زبان شيوايي داشت و مسايل را خيلي عجيب و باور نكردني با سن كمش به يكديگر ارتباط مي‌داد؛ در رابطه با تحصيل هم، وضعش اين گونه بود كه دوست نداشت بيست بگيرد، بلكه دلش مي‌خواست با نمرات خوبي سال تحصيلي‌اش را به پايان ببرد و در كنار آن به تئاتر، موسيقي و همچنين در كنار دوستان بودن، هم برسد.يادم مي‌آيد كه در دبيرستان <ايران>، چند تئاتر به همراه دوستانش اجرا كرد، كه مورد توجه واقع شد.تحصيلات پوپك در چه مقاطعي بود؟ مادر مي‌گويد: او در رشته رياضي ديپلم گرفت، اما زماني كه مي‌خواست براي كنكور ثبت‌نام كند، به ما گفت: كه مي‌خواهد در رشته علوم انساني امتحان بدهد، از اين رو، يك روز كتاب‌هاي چهار ساله علوم انساني را تهيه كرد و چند ماه پيش از كنكور رو به مطالعه اين كتاب‌ها آورد و بدون اين‌كه يك ساعت معلم داشته باشد و كلاس برود، خود را چهار ماه در خانه زنداني كرد و در دانشگاه سراسري رتبه 54 را آورد. پوپك مي‌توانست رشته حقوق را انتخاب كند، جالب اين‌كه خواهرش هم پيش از او در كنكور سراسري رتبه 56 را آورد و در حقوق دانشگاه تهران قبول شد. اما پوپك مي‌گفت به حقوق علاقه‌اي ندارد، از اين رو در رشته روان‌شناسي باليني دانشگاه تهران پذيرفته شد و در دانشگاه تهران، پايان‌نامه‌اش را در رشته تئاتر درماني نوشت كه سخت مورد توجه قرار گرفت. در همان زمان با اهالي تئاتر آشنا شد و رو به هنر آورد، همان چيزي كه آرزويش بود. من هم هرگاه به پوپك مي‌گفتم: عزيزم تو روان‌شناسي خواندي، بهتر نيست ادامه تحصيل بدهي و به درجه دكترا نايل شوي، او مي‌گفت: <مامان، اتفاقا در هنر بازيگري، روان‌شناسي نقش موثري دارد.>
    او چگونه رو به بازيگري آورد؟ او با دوستانش در دانشكده هنر، تئاتر <پل> را بازي كرد. تئاتري هم به نام <زمستان>66 در سال 74 بازي كرد كه پوپك در آن تئاتر جايزه اول را گرفت و از او تقدير شد. آن شب در تالار وحدت، او برايمان مايه افتخار شد. بعد از اين تئاتر، او در سكانس‌هايي از مجموعه تلويزيوني <سرزمين سبز> بازي كرد كه هيچ‌گاه پخش نشد و نمي‌دانيم كه چرا اين گونه شد؛ سپس در دنياي شيرين دريا بازي كرد، پس از آن در فيلم‌هاي سينمايي موج مرده، آخر بازي، سيندرلا، مجموعه مرواريد سرخ و سپس نرگس..
    
     ادامه تحصيل در آمريكا
    مادر پوپك مي‌گويد: پس از اين‌كه جايزه سيمرغ بلورين را به خاطر بازي در فيلم سينمايي <موج مرده> از آن خود كرد، او در
سال 80 به آمريكا پيش خواهرش رفت، البته قصدش از رفتن ادامه تحصيل بود؛ خيلي‌ها به او گفتند كه حالا زمان مناسبي نيست، تو الان مي‌تواني به پيشنهادات خوبي فكر كني، اما او عزمش را جزم كرده بود كه پيش خواهرش برود. گويا پس از اين‌كه رفته بود پشيمان شده و دايما با ما تماس مي‌گرفت كه نمي‌تواند در آنجا زندگي كند و مي‌خواهد به ايران بازگردد. من، پدر و خواهرش هم به او مي‌گفتيم كه حداقل فوق‌ليسانست را بگير و سپس برگرد، كه او گفت: نه من نمي‌توانم، سپس به بهانه ديدن ما به ايران آمد، چند ماهي بود و دوباره رفت، پس از هشت ماه دوباره به ايران بازگشت و صريحا به ما گفت: كه مي‌خواهم به بازيگري ادامه بدهم.
    _ _ _
    از مادرش مي‌پرسيم كه او هيچ وقت در رابطه با مرگ صحبت مي‌كرد و به طور كلي نظري در مورد مرگ داشت كه مي‌گويد: بله، او ابتدا از مرگ مي‌ترسيد، اما گويا زماني كه در مجموعه‌اي در اطراف شاهرود در كوير بازي مي‌كرد، در بيمارستاني با پيرزني برخورد كرد كه مردن او را به چشم ديد. به من گفته بود، زماني كه پيرزن جان داد، متوجه شد كه چيزي از بدن او جدا شده، چيزي به شكل روح... احساس كردم، لباس او باقي ماند و روح از بدنش جدا شد. روزي هم در قبري خوابيد كه باعث شد ترسش بريزد، به من گفته بود كه مامان از زماني كه در قبر خوابيدم، ديگر از مرگ نمي‌ترسم.
    _ _ _
    آيا پدر با بازي پوپك مخالفت مي‌كرد؟ پدر مي‌گويد: نه، من سعي مي‌كردم هميشه به فرزندانم، معنويات را بياموزم. از آنجا كه كارم صبح تا ظهر بود و به دنبال اضافه كاري و ماديات نبودم، وقت بيشتري با دخترانم مي‌گذراندم. مخالف بازي كردن او نبودم، بلكه موافق درست زندگي كردن آنها بودم؛ شايد به همين خاطر بود كه هيچ‌گاه دخترانم، به ماديات توجه نمي‌كردند. هميشه از او مي‌پرسيدم كه تعريف درستي از واژه <هنر> در كشورمان بيان كند.
    پوپك در اين اواخر سعي مي‌كرد، به اطرافيان خود بيشتر از گذشته كمك كند، او به هيچ عنوان به ماديات توجه نشان نمي‌داد؛ شايد درست نباشد بگويم، اما واقعيت است كه به اشخاصي كه كمك مالي نياز داشتند، دريغ نمي‌كرد و اصلا ماديات براي خودش كاملا بي‌ارزش بود. خوشحالم كه او چنين طرز تفكري داشت و با همين طرز تفكر رشد كرد. من اين نوع زندگي را از پدرم به ارث بردم، خود من در بهترين موقعيت مي‌توانستم موسيقي تدريس كنم، حتي بارها به خاطر صدايم از تلويزيون به من پيشنهاد شد، اما من به همان كارهاي آزمايشگاهي‌ام، قانع بودم و دوست داشتم، بيشتر وقتم را با خانواده صرف كنم. شايد به همين علت باشد كه پس از سال‌ها زندگي در تهران يك خانه هفتاد متري دارم و مبلغي ناچيز حقوق بازنشستگي...
    _ _ _
    شنيده بوديم كه پوپك با اتومبيل شخصي‌اش تصادف كرد، اما پدر اين گونه تعريف مي‌كند. 24 ساعت از پوپك خبري نداشتم، فيلمبرداري در <ازگل> بود. آقايان مقدم و مهام به خاطر اين كه پوپك ده روز مقابل دوربين بود به او 48 ساعت استراحت دادند و پوپك هم در پاسخشان گفته بود: <جانم، مي‌روم يك سري به دريا مي‌زنم و مي‌آيم> با همسر سيروس مقدم تماس گرفتم كه آيا پوپك سر صحنه است، اما او گفت: ما هم از او خبري نداريم و گوشي همراهش خاموش است. او ساعت ده شب در زمان بازگشت به تهران، با يك پيكان سواري در حال بازگشت بود كه راننده پيكان قصد سبقت گرفتن را داشت، از روبه‌رو هم يك آردي با همين سرعت مي‌آمد، تصادف شاخ به شاخ صورت گرفت و هفت نفر در همان جا، مردند. اتومبيل‌ها مچاله شده بودند. آنها را سريعا به بيمارستان نور رساندند، اما افاقه‌اي نكرد. در بين آنان، تنها پوپك و يك آقاي ديگر زنده ماندند. چند بار پس از تصادف با من تماس گرفتند كه اگر مي‌خواهيد ديه بگيريد، بايد مراحل قانوني سپري شود، از اين روز بايد از راننده شكايت بشود، اما من نه حوصله اين كارها را دارم و نه راننده‌اي زنده است كه از او شكايت كنم. آن راننده هم يك پدر هفتاد ساله دارد كه گويا حالا گرفتار اين مسايل شده است.در نور هم، پوپك را با يك آمبولانس فرستاند تهران، اما قسمت اين بود كه او از ما جدا شود، آن هم پس از هشت ماه... گويا خداوند مي‌خواست صبر ما را امتحان كند. پدر در ادامه از پرستاران به نيكي ياد مي‌كند و از آنان به عنوان فرشتگان نجات نام مي‌برد، اما گله‌هايي از پزشكان دارد.. كه دوست دارد، در اين باره زياد توضيح ندهد، چون فايده‌اي ندارد، <دخترم كه دوباره بر نمي‌گردد.>پدر در ادامه مي‌گويد: عشق به بازيگري اجازه نداد كه او در آمريكا زندگي كند، من با توجه به استعدادهايي كه از او سراغ داشتم، يقين ‌داشتم كه اگر در آن جا تحصيل مي‌كرد، با مدرك دكتراي روان‌شناسي باليني از آنجا باز مي‌گشت. اما نمي‌دانم چه شد كه او دوباره به ايران بازگشت. پدر در ادامه مي‌گويد: من هم مثل همسرم دلم براي پوپك تنگ شده است، معتقدم كه پوپك پرواز زيبايي داشت و شايد پرواز زيبا كردن، از زندگي زيبا كردن هم مهم‌تر باشد. منظورم اين است كه زيبا مردن هم جزو نعمت‌هاي خداست.
     در هشت ماهي كه او بستري بود، به چشم ديديم كه مردم چه طور براي او دعا و راز و نياز مي‌كنند و آرزوي سلامتي‌اش را داشتند. پدر پوپك در پايان از زحمات صدا و سيما و مخارجي كه بابت پوپك متحمل شدند، به ويژه از زحمات آقايان ضرغامي، پورمحمدي و تقدسي قدرداني مي‌كند كه طي اين مدت كمك‌رسان او و خانواده‌اش بودند.وي مي‌گويد: طي مدت هشت ماه، سازمان صدا و سيما هفتاد ميليون تومان خرج دخترم كرد...

  --
   و سرانجام پوپك گلدره، فرزند دوم محمدرضا گلدره، در شب تولد رسول اكرم(ص)، در 27 فروردين‌ماه 1385 در حالي كه 34 سال و هشت ماه سن داشت، دارفاني را وداع گفت...
    
    
    همين چند سال پيش، او جايزه بهترين بازيگر زن با بازي در فيلم <موج مرده> را از آن خود كرده بود. با او قرار گفتگو گذاشتم. ابتدا امتناع مي‌كرد، اما او را مجاب كردم كه با من گفتگو كند. به من گفت: چه مي‌خواهي بپرسي؟ كجا به دنيا آمدم، كجا تحصيل كردم، نظرم را درباره اين سكانس بگويم و شايد بهترين پرسش اين باشد كه پيام اين فيلم چه بود؟ گفتم: سركار خانم، ما هم مقصر نيستيم، بلكه اذهان عمومي از ما اين چنين پرسش‌هايي مي‌خواهند. كمي فكر كرد و گفت: يعني مردم... گفتم: آري. گفت: همه مردم... گفتم: نه، آن قشري كه حداقل مطبوعات را مي‌خوانند و از طرفداران دنياي سينما هستند. اين‌ها، هم جزوي از مردم هستند. گفت: حالا كه پاي مردم وسط است، پس بپرس... و من پرسيدم و پرسيدم تا اين‌كه رسيدم به پرسش كليشه‌اي پاياني، مثل تمام مصاحبه‌ها <حرف پاياني...> دوباره به فكر فرو رفت، مثل پاسخ دادن به ديگر پرسش‌ها، كه با طمانينه به آنان پاسخ مي‌داد. برخلاف خيلي از هنرمندان، براي طرف مقابل، ارزش قايل بود. ما خبرنگاران زماني كه رو در روي كسي براي گفتگو مي‌نشينيم، متوجه مي‌شويم كه چه كسي حال و حوصله گفتگو را دارد و چه كسي حال و حوصله ندارد... چه كسي مي‌خواهد با پاسخ‌هاي تك كلمه‌اي از شر ما راحت شود و چه كسي با فكر، تعمق و تامل پاسخگوي پرسش‌هاي ماست و گلدره از اين گروه بود. گروهي كه يا مصاحبه نمي‌كرد و اگر هم حاضر به مصاحبه مي‌شد براي فرد روبه‌رو، ارزش قايل مي‌شد.
    مثل آن بازيگر زن تازه به دوران رسيده‌اي نبود كه شش ماه، ما را امروز و فردا كرد و سرانجام هم گفت: پرسش‌هايتان را بياوريد، پرسش‌هايمان كه به پانزده پرسش مي‌رسيد را برديم و به او سپرديم كه حداقل براي هر پرسش سه، چهار خط مطلب بنويسد... پس از دو ماه از آن روز كه به دنبال پرسش‌هايمان بوديم، به ما گفت كه برويم از منزلشان در يكي از خيابان‌هاي فرعي ميرداماد تهران بگيريم.

    زماني كه مادر بازيگر مربوطه، كاغذ را دستمان داد، از حالت تعجب داشتم شاخ در مي‌آوردم؛ پس از شش ماه به دنبال او بودن و دو ماه هم به دنبال پرسش‌ها، براي هر يك از پرسش‌ها، تنها چند كلمه پاسخ داد. از پانزده سوال، شش پرسش عادي را پاسخ نداد؛ به سه سوال ديگر، بلي يا خير گفت و براي شش سوال هم، تنها چند كلمه پاسخ... از مجتمع كه خارج شدم، كاغذ را مچاله و به گوشه‌اي پرتاب كردم. زير لب به خودم دشنام دادم كه هشت ماه از وقتم را صرف او كردم و روانم را آزار دادم، آخرش هم... وقتي كه او برايت احترام قايل نمي‌شود، آن گاه براي چه بايد عكس او را با ژست‌هاي مختلف روي جلد بياوري... شايد پاسخ اين باشد، <براي مردم...> اما او براي مردم، براي من و براي تو چه كرد؟ مردم بايد بدانند كه برخي از اهالي اين قشر چگونه رفتار مي‌كنند... ما براي آنان مي‌گوييم كه براي مردم از شما گفتگو مي‌خواهيم و آن گاه آنان هشت ماه، ما را به دنبال خود مي‌كشانند. زماني كه اين اتفاق در تابستان گذشته كه اگر اشتباه نكنم، مردادماه گذشته بود، افتاد... به ياد حرف‌هاي <پوپك گلدره> افتادم كه به من در اوج محبوبيت و مشهوريت به خاطر دريافت سيمرغ بلورين از جشنواره فجر گفت: اگر به خاطر مردم است، بپرس و من پرسيدم تا رسيدم به همان پرسش پاياني. <اگر در پايان چيزي دوست داريد، بگوييد، به عبارتي سخن پاياني> و او پس از كمي تامل گفت: <ما انسان‌ها، بايد قدر يكديگر را بدانيم، مرگ به همه ما نزديك است، مرگ در كمين همه ماست، دنيا چند روزي بيشتر نيست، ما در دنياي ديگري هم بايد زندگي را تجربه كنيم، مرگ پايان زندگي نيست، پس با كوله‌باري از رفتار پسنديده به سوي آن دنيا گام برداريم.>
    و لحظاتي بعد صحبت‌هايش عاميانه‌تر شد: <براي يكديگر كلاس نگذاريم، از غرور فاصله بگيريم، دل‌هايمان را به يكديگر نزديك‌تر كنيم، به ماديات زندگي توجه بي‌جا نشان ندهيم و از گذشتگان عبرت بگيريم، دست پايين‌تر از خود را بگيريم و به او كمك كنيم كه تنها همين مسايل، نام انسان‌ها را نيك مي‌كند...> و چه زيبا پوپك آن گفته‌ها را به زبان آورد، چرا كه خود اين گونه بود و به همين شكل زندگي مي‌كرد...
    روحش شاد